گاه‌نوشته‌های حضرتی

چی بگم والا
گاه‌نوشته‌های حضرتی

دیوانه‌نوشت‌های یک دیوانه

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
مطالب پربحث‌تر
  • ۹۵/۱۰/۰۵
    آخ

آشنا

سه شنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۵:۰۲ ق.ظ

یه روز یه آشنا این وبلاگو ببینه.

یه رضای کاملا جدید می‌بینه. رضای واقعی رو. رضای مسخره حتی :))

و اینجاست که رضای خجالت‌زده رو هم خواهد دید :D

مخصوصا اگه درموردش اینجا حرفی زده باشم. واویلا :)

  • رضا حضرتی

دوست دختر

سه شنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۵:۰۱ ق.ظ

تاحالا با کسی وارد یه رابطه جدی نشدم

دوست دارم امتحان کنم، ولی از یه طرف کسی که می‌خوام رو پیدا نمی‌کنم یا اینکه شخص بتر دن می هست.

از طرف دیگه هم حوصله سرو کله زدن با کسی که باهاش راحت نیستم رو ندارم. من نمی‌تونم جلوی خودم رو از ناراحت کردن کسی که باهاش راحت نیستم بگیرم.

شاید خیلی‌ها اینو بگن ولی من واقعا آدم متعهدیم و اگه یه وقت رابطه جدی هم داشته باشم، بهش اطمینان دارم. شاید کمی شکاک باشم ولی هیچوقت در حد نزدیک جدی هم نمیشه.

یه مدت تزلزل داشتم ولی فکر کنم کاملا پشت سر گذاشتم

خوبه یه جا داشته باشی حرفاتو بگی. نگران نباشی که کسی بفهمه. چون هر کی میخونه غریبه ست. هر چقدر میخوان درموردت فکر کنن :))

  • رضا حضرتی

صد تا

سه شنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۵۴ ق.ظ

اینطوری پیش برم امشب به صد تا هم می‌رسم

من نمیام نمی‌نویسم

ولی وقتی هم که میام، عین خر می‌شینم فقط می‌نویسم

همه‌اش هم چیزشعر

  • رضا حضرتی

منطق

سه شنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۵۲ ق.ظ

ای شیر توی این منطقم.

بعضی وقتا فکر می‌کنم منطق چیز بی‌خودیه ولی حداقل من باید به یه چیز باور داشته باشم. نمی‌تونم بی‌باور بمونم.

امیدوارم اگه اشتباه می‌کنم خدا خودش بخشه به خاطر اشتباهتم.

  • رضا حضرتی

کاش...

سه شنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۵۱ ق.ظ

اینقدر از این کاش‌ها تو ذهنم دارم...

ولی اونایی که واقعاً مهمن، خودخواهین. حتی نمی‌تونم اونا رو از خدا بخوام.

واقعاً یه خودخواهی در حق طرف میشه. البته یک درصد احتمال بدیم براورده میشه، من حتی برای اون یک درصد هم نمی‌خوام کاش بگم. اگر اوکی باشه طرف خودش اوکی میده

  • رضا حضرتی

لیل

سه شنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۴۲ ق.ظ

امروز بالاخره از لیل مدیا خارج شدم.

یکم برام محیطش زیادی سخت بود وگرنه مشکلی نداشت. با مدیرشم که دوستیم مشکلی باشه کمک می‌کنیم به هم.

ولی فعلا  برام بهتره یه محیط دیگه باشم. واقعا امیدوارم امسال سال خوبی باشه. چون دیگه از بدبیاری خسته شدم. امسال آخرین سالیه که له له میزنم. اینو باید همیشه تو مغزم فرو کنم.

سالی پر از دروغ، بهانه، تنبلی، گشادی، بی‌پولی، بی‌عاری، الافی و... داشتم. دیگه خسته شدم


  • رضا حضرتی

مهم نیست

سه شنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۲۵ ق.ظ

واقعا برام مهم نیست طرف چه گذشته‌ای داشته

یا چه مشکلی داره، همین که از شخص الانش خوشم بیاد خیلی مهمه

(مثلا من خودم خیلی آدم Coolـی هستم. یکی عین میمون :))

  • رضا حضرتی

Whole New World

سه شنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۲۰ ق.ظ

یه دنیای جدیدو انگار دارم تجربه می‌کنم

خوشم میاد از این دنیا

  • رضا حضرتی

دوستِ دختر جدید

سه شنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۱۹ ق.ظ

واقعا خیلی خوبه

منظورم دوست‌دختر نیست. دوست جنس مخالف. تازگی‌ها با یه نفر آشنا شدم البته نه تازگی از قدیم ولی تازه اخلاقش دستم اومد و پیشش خیلی راحتم. خیلی آدم منطقی  و آدمیه :)). حتی اگه دروغم باشه، می‌دونه چطور باید آدم بود، منطقش رو داره. حال می‌کنم باهاش.

ولی ای کاش میشد با همچین آدمی بود. کسی باهاش راحت باشی، نه تو اونو قضاوت کنی نه اون تو رو. خیلی چیز نابیه این. فعلا که راضی نیستم این دوستی رو به هیچ قیمتی از دست بدم و اولین باره که به زندگی امیدوار شدم. چون می‌دونم هیچ شانسی باهاش ندارم، حداقل باهاش دوست باشم، برای یه دوره هم توی زندگیم همچین کسی باشه، زندگی راحت‌تر می‌گذره.

این چیزا خودخواهانه به نظر می‌رسن ولی نیستن. توی هر مسئله‌ای تمرکز کنی، یه چیز به ظاهر بدی ازش بیرون میاد بالاخره. ولی همیشه اون چیز به ظاهر بد، بد نیست. من یه خاطره خوب از این شخص ساختم.

کسی که راحت به حرفات گوش میده و تو هم راحت به حرفای اون. نظرات شبیه به هم. اخلاقیات شبیه به هم. ولی شخصیتی کاملا متفاوت. خیلی دوست داشتم منم حداقل کمی بهتر می‌بودم. تقصیر خودمه. میگن هیچکس بی‌نقص نیست. ولی نزدیک به کمال داریم، میمون هم داریم. :))

خلاصه خوبه، این شخص رو فعلا دارم. هیچ وقت پیشنهادی نمیدم، نمی‌خوام ریسک کنم مگه اینکه خودش چیزی بگه. سکشوال هم بهش نظر ندارم واقعا ولی خب دوستش دارم و بدم نمیاد باهاش آینده‌ای داشته باشم. این شخص همه گزینه‌هایی که تو نظرم داشتم رو داره. حتی اگه زشت بود هم دوستش داشتم. میگه زشته ولی به نظرم خیلی هم خوشگله :))

هی بیام و تعریف کنم :)) آخرش یه جوری میشه فکر و ذکرم اون میشه، نه؟ بگذریم، فعلا زندگیمونو بکنیم تا ببینیم چی میشه. چون شانسی برای بودن با اون ندارم. الکی فکر اونجاها رو نمیکنم، فقط خواستم توی یه پست جمع کنم چیا گذشته این مدت.

  • رضا حضرتی

ازدواج

شنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۴:۲۶ ب.ظ

خیلی دلم یه هم‌دم می‌خواد ولی اخلاقم تخمیه...

نمی‌دونم چاره چیه

  • رضا حضرتی

بی‌پولی

شنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۴:۲۰ ب.ظ

بی‌پولی بد دردیه... مخصوصاً وقتی بدهی داشته باشی و بقیه هم بدهکارت باشن ولی ندن.

والا یه جوریه که آدم انگیزشم از دست میده، حالی دیگه نمونده برای کار

  • رضا حضرتی

دروغ

شنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۴:۱۹ ب.ظ

خیلی وقت‌ها دروغ تنها چیزیه که راحتت می‌کنه.

چون حقیقت رو به هیچ وجه قبول نمی‌کنن. میگی نمی‌تونم، میگن چرا، خب نمی‌تونم دیگه. باور نمی‌کنن. اگه از اول یه دروغ بگی که دست از سرت بردارن، راحت میشی. به نظرم وقتی طرف حسابت نفهمه، همین که دروغ بگی هم اشکالی نداره.


  • رضا حضرتی

اسکل

شنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۴:۱۷ ب.ظ

اسکل زیاد داریم...

نمی‌فهمن، اطلاعات ندارن... ولی اظهار نظرات بی‌جا می‌کنن، کلی آدم هم باور می‌کنن چون متخصص می‌دونن طرف رو. کاری هم نمیشه کرد. قبولش دارن :))

هی وای من

  • رضا حضرتی

یادمه...

شنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۴:۱۶ ب.ظ

یادمه قبلا همینجا نوشتم که اینقدر کار سرم ریخته که میخوام خودمو از همین پلمون پرت کنم پایین ولی میترسم فلج بشم.

الان یه جوری شده، راضیم پام بشکنه، حداقل راحت بشم. فکر کنم به زودی به همون فلج شدن هم راضی بشم


  • رضا حضرتی

79می

شنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۴:۱۴ ب.ظ

یادم میره قبلا اینقدر پست زدم.

چقدر زر زدم :دی

  • رضا حضرتی

?Is there a god

شنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۳:۴۷ ب.ظ

- ?Mummy grammy and Grampy getting married
+ Not if There's a God
- ?Is there a god

  • رضا حضرتی

دکستر

چهارشنبه, ۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۷:۴۲ ب.ظ
یه مدت نشستم و فقط دکستر دیدم و کلی باهاش حال کردم و یکی از بهترین سریالام شد. حالا دنبال سریالی بودم که بتونه جایگزینش باشه، تصمیم گرفتم بیتس متل رو ببینم که واقعا انتظاراتمو برآورده کرد. سریالش عالیه، راضیم ازش
  • رضا حضرتی

ترس

يكشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۰۱:۲۳ ق.ظ

قبلاً بقیه برام مهم بودن. خودشون، نظرشون... قبلا کسی رو می‌خواستم که نشد قلبشو داشته باشم

ولی انگار دیگه برام اهمیتی ندارن و این منو می‌ترسونه

  • رضا حضرتی

خب...

پنجشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۶، ۱۲:۳۷ ق.ظ

ناامیدم. ناامیدم مثل...

نه نمیشه. بلد نیستم اونطوری حرف بزنم :))

خب اینو میخواستم بگم که تازگیا خیلی ناامیدم. نمیدونم چم شده، تنبل شدم. خیلیییییی

گشادی هم یه حدی داره، کینگ گشادا شدم انگار

منتظرم این دوره رو بگذرونم. کاش زودتر تموم بشه

  • رضا حضرتی

چیزخل

سه شنبه, ۱۲ دی ۱۳۹۶، ۰۷:۲۰ ب.ظ

‏همیشه دوست داشتم اسم بیماری روانیم با کلاس باشه مثلا سایکوپ، اسکیزوتایپالی‌ای چیزی

ولی از هر کی پرسیدم میگن تو فقط یه کسخلی

  • رضا حضرتی

تخم مرغ

شنبه, ۹ دی ۱۳۹۶، ۰۹:۴۶ ب.ظ

نمی‌فهمم چطوری شد که یهویی قیمت تخم مرغ اینقدر بالا رفت. تاالان فکر می‌کردم به شوخی اینقدر بزرگش می‌کنن ولی خب الان می‌فهمم واقعا حق دارن. قدیما که یه کارگر 30 تومن کار می‌کرد پنیر 800 بود، الان شده 4000 تومن. حساب کنی باید حداقل 120-130 تومنی بشه، ولی نصفشم نیست. تخم مرغ رو میخریدیم 100 تومن الان 800 تومن. انصاف نیست.

سرمایه دار که تخمش نیست، ولی اون بنده‌خدایی که با اون 30 تومن به زور خرج خونه و خونواده رو درمیاورد چی؟ الان با این اوضاع حتی تو خونه از پس یه نیمرو هم برنمیاد.

تازه میخوان یارانه ها رو هم بردارن. قول سهام عدالتی هم که داده بودن شکستن. الان خونواده‌هایی هستن که تنها موجودیشون همون میشه. بابای خود من بناست. زمستون خرج زن و بچه هاشو چطوری بده؟

تازه بچه‌هاشم دانشگاه آزاد درس می‌خونن، حتی با اون پول یارانه نمیشه 1/5 شهریه رو داد. همونم که می‌خوان قطع کنن.

اصلا قطع کنن، قیمتا رو ببرن پایینتر. چرا باید درس خوندن اینقدر سخت باشه؟ اصلا گیریم همینقدر پول می‌گیرن حقشونه، استادا چرا درس نمیگن؟ پولی که می‌گیرن حرومه اینطوری

بانک که 20 درصد سود می‌گیره، اصلا هم نزول نیست. نمیگم نزول اشتباهه، خب طرف شاید با اون پول میتونست دو برابرشو در بیاره، اونی هم که میاد ازش نزول میگیره راضیه و قبول می‌کنه، چه مشکلی داره؟ اینو گفتم که بگم کار اشتباهی نیست ولی وقتی میگن نزول حرامه، پس عزیز من بانک هم نباید سود رو بگیره. وام ازدواج میدن، چقدر؟ ده تومن. الان اینجا عروسی که میکنن ده تومن فقط هزینه تالار و غذاش میشه. ده تومن پول یه یخچال و مبل میشه. بیست تا از اون ده تومنا میشه یه خونه کوچیک خرید. 10 تومن رو حتی نمیشه پراید خرید. چند وقت پیش یه جایی خوندم، البته دقیق یادم نیست ولی یه کشوری بود که برای مسلمون ها وام بدون بهره میده. چون نزول تو دینشون حرومه. این از توجه بیگانه، اینم از خشک خشک کردن بانک های ما.

یه اینترنت ساده، چند ساله نت دارم، هر یه ربع یه بار قطع و وصل میشه. بهشون میگم میگن مشکل از ما نیست. خب عزیز من یا سیمتون مشکل داره یا مرکز، دو سه تا مودم عوض کردم همونه. بگذریم، مخابراته میگم اقا میخوام از شرکت دیگه بگیرم حداقل سیم مسی بزنین. میگن نه، فیبر نوریه مخصوص خودمونه. میگم برادر هر چی خرجشه بدیم درست کنن، یه ملت باید لنگ شما باشه؟ حداقل کارتون رو درست انجام بدین که اینقدر شکایت نشه. خب من گیر الکی میدم، قبول. این همه ادم که باز ازتون شکایت دارن هم الکی هستن؟

آخوندهای ما کسایی هستن که چند تا همسر دارن. حتی نمی‌تونن به یه زن وفادار بمونن. نمی‌تونن جلوی شهوتشون رو بگیرن. اونوقت میان به ما درس میدن. همین بغل خودمون، ترکیه، آخونداش جدا کار می‌کنن. یعنی آخوندی براشون کار نیست. سوادشو دارن وظیفشون می‌دونن که مردم رو راهنمایی کنن. آخوندای ما کیا هستن؟ همون آدمایی هستن که تو مدرسه نتونستن درس بخونن، یا اوباشی بودن که جایی نداشتن برن جز حوزه علمیه. عین حقیقته. نمیگم همه اینطوری بودن ولی 80 درصدشون اینن. همینجا همسایه خود ما آخونده، اصلا اخلاق نداره. به من میگه چرا سلام نمی‌کنی؟ خب عزیز من این سوال پرسیدن داره؟ پیغمبر ما به اون بزرگی، اول سلام میداد، تازه به کی؟ به یه بچه. عزیز من اگه چس مثقال می‌دونستی کلا این سوال رو نمی‌پرسیدی ازم. سلام بده، هر وقت جواب سلام ندادم :))

میاد موعظه می‌کنه، شر و ور میگه، اسب این حرفو زد، قاز اینطوری کرد... بیشتر از اونی که درمورد امام و پیغمبرمون بگن، از زبون اسب کسشر میگن :)) اینا رو میگه تازه پول هم می‌خواد. برادر وظیفته مردم رو راهنمایی کنی. حقوق داری خودت.

برادر من باور کن خیلی از خیلی از آخوندا بهتری. حداقل بهتر از اونا شهوتت رو می‌تونی کنترل کنی. باشعورتری. منطقی‌تری. درس خونده‌تری.

یه سانتریفیوژ نمیتونه تلفظ کنه، اومده از انرژی هسته‌ای حرف میزنه. اصلا به تیپت می‌خوره؟ جدا می‌خوره؟

آخوند باسواد داریما، داریم ولی حیف کم داریم ازشون. کی شده یه اخوندی حرف بزنه با دقت بشینین گوش کنین چی میگه؟ با دوستتون یا مشغول حرف زدنین یا گوشی رو چک میکنین. چرا؟ چون مطالبشون تازگی نداره، بیانشون تازگی نداره. به قول خارجیا فیری تیل میگن، حرفاشون خیلیاش حقیقت نداره. چون از خودشون درآوردن، اصلا نه توی حوزه خوندن نه توی قرآن.

بحث آخوند زیاد شد، دلم پر بود. الان که دارم می‌نویسم می‌ترسم فردا تو گونیم کنن :)) با اینکه واقعا چیزی نگفتم. ولی خب بگذریم

امینم چند روز پیش یه ویدیو داد. Storm بود. هر چی از دهنش در اومد گفت، ولی اینقدر شعور داشتن که گفتن اشکال نداره، ازمون ناراحته.

نمیدونم جریان این اعتراضات چیه، ولی خب این نشون میده که مردم واقعا ناراحتن، باید سران کشورمون یه فکری بکنن به حال مردم. بیشتر به فکرشون باشن. عذاب ندیدن که بدونن عذاب دیدن چیه. چند روز گرسنگی نکشیدن که بدونن چه حسی داره. من کشیدم، سخته به خدا. اونم چجور گرسنگی؟ چند روز نون خالی خوردم. واقعا سخته ها. مثل روزه گرفتن هم نیست که بدونی آخر شب مفصل غذا می‌خوری.

بی‌پول نبودن که بدونن وقتی بچه‌ای 100 تک تومن می‌خواد برای یه لواشک ولی نداشته باشی که بهش بدی، چه حسی داره. چند روز پیش از یکی شنیدم از کمیته برای دادن خرج درمان یه بچه، اول می‌خوان قرص هایی که داده و صورتحساب تسویه شده رو بیاره تا بعدش بهش پولشو بدن. این درسته؟ منطقیه؟ عزیز من اگه طرف پولشو داشت که نمیومد ازت بگیره که خرج دوا و درمون کنه. انگار نمی‌فهمن

رئیس اداراتمون یه مشت گاون.

خیابونامون هم که نگو، انگار یه تیکه پارچه‌ست که همه جاش پاره شده و یه تیکه کوچیک روش دوختن. به خدا خاکی ازش بهتره. اون موقع که آذربایجان 12 بانده میکرد خیابوناشو، ما 2 مانده می‌کردیم. الان اونا راحتن ولی اینجا باید چند سال صرف جلب رضایت طرف کنن که خونشو بهشون بفروشه تا بتونن تخریب کنن و جاده رو درست کنن. ولی بازم درس نگرفتن، دو باند دیگه بهش اضافه می‌کنن. تا اونموقع که این جاده درست بشه، اونموقع ترافیک هم پیشرفت کرده و دو باند دیگه میخواد. آینده نگری ندارن. من خودم مهندسم، خوندم که باید قبلش آبخور بشه زمینش، اینجا فقط خیسش می‌کنن و خشک که شد اسفالتو میریزن. برادر من این یه سال هم دووم نمیاره. ناهموار میشه همه جاش. واسه همینه که میگم از خاکی بدتره. حتی آسفالتی که تازه ریختن.

اینجا یه ماه یه مسیرو تعطیل می‌کنن. هر روز یکمیش رو جلو می‌برن، ژاپن یه خیابون رو یه شبه که تردد هم زیاد نیست، تموم میکنه. به جای دو تا نیرو، از 20 تا استفاده می‌کنه. هم تمیزتر درمیاد، هم خستگی و فشارش کمتره و هم زودتر تموم میشه. هزینشم همون میشه، حتی کمتر.

خدمت هم که نگو، 2 سال. انگار تو زندونی. عزیز من اگه می‌خوای طرف رو آماده کنی، چند ماه هم کافیه. حتی توی مدرسه هم میشه آموزش داد. آمادگی دفاعی که می‌خونن برای چیه؟ کشکه؟ اگه کامله که چرا خدمت میرن. اگه کامل نیست هم مگه مرض دارن اینو برای تدریس میدن؟ من کارت سبز گرفتم، سه ماه عذاب دیدم، عین سرباز هفت تو صف بودم، 2 به بعد آزاد. خب الان هر چی که لازم بوده یاد گرفتم. اون دو سال برای چیه؟ اصلا بگذریم، آقا من پدرمم جبهه بوده و من معاف میشم ولی درست نیست، منم باید برم. آدما که باهم فرقی ندارن. نمیگم این خدمت درسته ها، میگم اگه درسته منم باید برم. البته اشتباه هم نیست، روشش درست نیست. حقوق میدن به سرباز بدبخت 30 تومن. :) نمیذارن یه تلفن پیش خودش داشته باشه.

من نمیبینم اشتغالی باشه که قیمتا رو بالا بردن. همین الان اتفاقی شنیدم. آقا من تحت فشارم چه غلطی کنم؟ شب ها هم نمی‌خوابم. حمالی می‌کنم، کار می‌کنم که حداقل خرج دانشگاهمو در بیارم، قرضامو بدم. درست نیست این

یک آدم متعصب شاید اینو بخونه و بگه که کسشر نوشتم، ولی واقعا کسی که بی طرف بخونه می‌فهمه که باید گریه کرد برای من و امثال من. من نماز نمی‌خونم، یادم میره، حوصلم نمیکشه، ولی این بین خودم و خداست، من که به یادشم، به هیچکس هم ربطی نداره که چرا نمی‌خونم. ولی حداقل آزارم به بقیه نمیرسه. یا اگرم برسه عمدی نبوده، تازگیا راحت نه میگم، چون دیگه وضعیت جوری شده بود که اصلا به کارای خودم نمیرسیدم

ولی برای بقیه سنگ تموم میذاشتم، دریغ از اینکه بدونن چقدر تحت فشار بودم برای انجام اون کار برای اونا.

ساعت نزدیک ده شبه، بقیه شاید الان خوابیدن، یا پای یه فیلم و قلیونن و تفریح میکنن، ولی ما بدبختا باید بیدار باشیم برای صبح برای پروژه ترجمه‌ای که داریم. بارها شده چند روز نخوابیم سر این جریان. خود من الان ترم هشتمه، باید تموم می‌کردم ولی برای کار و اینا هنوز سه ترم دیگه در بهترین حالت باید بخونم. نمیگم تفریح نمیکنم، ولی خب حس و حال بقیه رو ندارم.

از صدا و سیما بهم پیشنهاد کار دادن، البته فریلنسری، هر دقیقه شنیداری مستند 2 هزار تومن، بعدش این طرف یه تیم خصوصی هست 12 تومن میده برای هر دقیقه‌اش که نصف بیشترش هم زیرنویس انگلیسیشو دارن و بحثا هم عمومیه. خب این وضعیت ماست. الان صدا و سیما باید دو برابرشو میداد، نه اینکه اینطوری کنه. حمالی می‌خوان. نه برای کار ما ارزش قایلن نه خود ما.

ماها خیلی بدبختیم. خلاصه دلم پر بود، حرفای دلمو زدم. کسی که نمیخونه، مثل دفتر خاطراته. شاید اینده اینو دیدم خندم گرفت :))

  • رضا حضرتی

شخصیت

شنبه, ۹ دی ۱۳۹۶، ۰۸:۴۸ ب.ظ

انگاری اینطور که معلومه خیلی شخصیت زننده‌ای دارم. خیلیا فکر می‌کنن منظوری دارم، قدیم اینطوری نبودم ولی برام عادت شده. شرایط یه جوری شد که اینطوری عوض شدم. به نظرم یه جبهه دفاعیه که آدما تو شرایط خاصی به خودشون می‌گیرن. حداقل من که اینطوری شدم ولی باور دارم که قطعاً شرایط آدما رو عوض می‌کنه

خلاصه Fuck what u think about me

  • رضا حضرتی

ولنتاین

شنبه, ۹ دی ۱۳۹۶، ۰۸:۴۲ ب.ظ

یکی میگه برام کادو ولنتاین بخر

آخه منو چه به ولنتاین؟ هنوز نمیتونم تلفظشم بکنم

اصلا این چه قانونیه :)))))))))))


  • رضا حضرتی

کار

دوشنبه, ۴ دی ۱۳۹۶، ۰۵:۰۹ ب.ظ

یه کار جدید می‌خوام بکنم

یه سایت جدید، یه کانال جدید بزنم

ولی می‌ترسم دوباره شکست بخورم

باید روش فکر کنم. مثل آدم بهش برسم

  • رضا حضرتی

غرور

دوشنبه, ۴ دی ۱۳۹۶، ۰۵:۰۷ ب.ظ
از آدمای مغرور بدم میاد
فقط خودشونو قبول دارن
هیچوقت نمی‌خوان جلوی بقیه کم بیارن
از بهانه‌های غیرمعقول استفاده می‌کنن
عمراً اگه طرف بفهمه برای کی نوشتم. از دوستام هستن
ولی فکر نکنم اگه وبلاگمو هم داشته باشن بخونن. اگرم بخونن متوجه بشن
در این حد عوضین که حتی خودشونو اینطوری هم نمی‌دونن
از طرفی دوستای صمیمی که دارم، خیلی ماهن
آرمان، امیرسین، امیر، مصی، لوزر، تی ال جون و باقی
مصی رو یه سالی میشه دوست شدیم، دوست خوب و خیلی متواضعیه.
اینا همه چی به تخمشونه، ایول دارن :)))
  • رضا حضرتی

ژان کلود ون جانسون

دوشنبه, ۴ دی ۱۳۹۶، ۰۵:۰۳ ب.ظ
سریال خیلی باحالی بود
مسخره بود، ولی جالب :))
اولین کمدی که از ون دام دیدم
  • رضا حضرتی

یکی هست...

دوشنبه, ۴ دی ۱۳۹۶، ۰۵:۰۲ ب.ظ
یکی هست انگاری دوستم داره
نمی‌دونم چطور باهاش رفتار کنم. همه چی رو جلوش به شوخی می‌گیرم
ولی رفتارم همونه که باهاش دارم
طرف حسوده، لوسه، بی‌منطقه، خیلی هم متعصب
تعصب خیلی بده... خیلی
میگم بش که لوسی و بی منطق
ولی نمی‌تونم بگم متعصبی. خیلی انگار براش مهمه

  • رضا حضرتی

بدهی

دوشنبه, ۴ دی ۱۳۹۶، ۰۴:۵۸ ب.ظ

بعد چند ماه تونستم بدهیامو صاف کنم شکر خدا

یکی بود خیلی کمک کرد بدهیمو بدم. خیلی مدیونشم

اصلاً فکرم آزاد شد. الان انگیزه هم گرفتم برای کار

ایشالا که جبران کنم براش

  • رضا حضرتی

65می

دوشنبه, ۴ دی ۱۳۹۶، ۰۴:۵۵ ب.ظ

انگار 64 تا پست دیگه هم زدم.

تعداد کس گفتنام زیاد شده تازگیا :)))

  • رضا حضرتی

هی روزگار

دوشنبه, ۴ دی ۱۳۹۶، ۰۴:۵۵ ب.ظ
هی کجایی؟ خیلی دلم می‌خوادت
حیف که نتونستم بهت بگم
شاید شانسی داشتم
تو زندگی خیلی اشتباه کردم. به نظرم بزرگترین اشتباهمم همون بود
گذاشتم از دستم بره. یه بار هم احساسمو بهش نگفتم
بعد سه سال که ازدواج کرده هنوزم نتونستم فراموشش کنم
  • رضا حضرتی