الان میفهمم چرا میگن ازدواج سفید
ایده‌آل‌ترین ازدواج ممکنه. روی زن هیچ اجباری نیست، هر وقت بخواد می‌تونه بره. مرد هر کاری می‌کنه نگهش داره
ولی ازدواجی که براش سند میدن. مرد میشه صاحب زن. انگار که برده باشه. حتی بخواد طلاقم بگیره زنش، به سختی می‌تونه طلاق بگیره، تازه اونم اگه بتونه طلاق بگیره. دوست داشتنِ تنها کافی نیست. ممکنه یه زن بعداً بفهمه عشقش الکی بوده، جوگیر بوده، فقط اذیت کردن مرد نیست. اونموقع به چه بهونه‌ای طلاق بگیره؟
ازدواج که می‌کنه کارشو هم شاید دیگه انجام نده، چون یه مرد داره که خرجشو بده. به این خاطر از ترس اینکه آواره بشه یا نتونه خرجشو در بیاره، طلاق نمیگیره. یا وقتی بچه داشته باشه، چطوری طلاق بگیره آخه؟
میدونی چیه؟ مشکل فرهنگ پایین ملت ماست، با ازدواج سفید مشکل دارن. به چشم بد نگاه می‌کنن.
دو نفر که ازدواج سفید داشته باشن، عشقشون واقعی باشه، مشکلاتشون حل بشه، به تفاهم برسن، یه زمانی رسمی هم ازدواج می‌کنن. هیچ خوشبختی‌ای بهتر از این نیست
اگه گناهه، چطوری با خوندن یه آیه میشه ثواب؟ میشه کامل کردن نصف دین؟ هی وای من