اگه می‌دونستی روز آخرمه سر یه سریال بی ارزش دعوا نمی‌کردی. من فکر می‌کنم داریم حرف می‌زنیم، ولی تو فکر می‌کنی دعوا می‌کنیم

بعد به من میگی نظرت مهم نیست، قاطی می‌کنی

چرا اینقدر آدمو پایین میاری؟ سر یه سریال کوفتی. سر غریبه‌ها

بگذریم. از هیچکدوم از آشناها که خیری ندیدم. حتی دوستامم دیگه باهام حرف نمی‌زنن

از دوستام گرفته تا یه کسکشی که چند میلیون تومن بخشیدم ولی الان جوابمم نمیده. نمی‌دونم برای چی. کیرم توی این اوضاع کیری

از یکی قرض میگیرم که قرض یکی دیگه رو بدم. الان وضعیتم این شده

یه قرون تو جیبم نیست. این زندگی نیست. نه واقعا نیست

جهنم رو دارم میگذرونم

آدما سمن. همیشه از جمع متنفر بودم. برای همین سمی بودنشونه

عزیزم هر کاری برات کردم، هر کاری کردم خوشحالت کنم. هیچوقت هدفم عصبی کردنت نبوده ولی واقعا حقم نیست این رفتاری که با من داری

واقعا حقم نیست. من گناهم چیه عاشقتم؟ چی می‌شد توام منصف بودی؟

همش ازت سردی و بی تفاوتی میبینم. من از کل دنیا هم عصبی باشم، وقتی باهات حرف میزنم شادم. بابا حتی برای یه عکس هم دعوا می‌کنی

واقعا کار سختیه دل خوشی دادن؟ مگه چقدر زور داره؟

کیرم توی اسپارتاکوس کوفتی و هر چی سریال دیگه هست